درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان هديه الهي ماجراي من و عشقم ديگه كم كم داشت باورم ميشد كه تنها كسي كه تا الان هچوقت فراموشم نكرده ، حالا ديگه فراموشم كرده و منو با غم و غصه هام به حال خودم رها كرده و رفته ....... اما مگه ميشه مگه امكان داره خدايي كه به اين عظمت و به اين مهربونيه كسي رو كه تنها اميدش خداشه از درگاهش نا اميد برگردونه....... ميگن كه اگه چيزي از خدا ميخواي و بهت نميده ميخواد بهترش رو بهت بده ....... بعضي ها شايد بخندن به اين حرف اما امسال درست شب تولدم در كمال ناباوري خدا هديه اي به من داد كه هنوزم مات و مبهوت لطف و كرمش موندم......شايد بگيد جو گير شده يا توهم زده يا...... اما تو همين دو سه روزه اينقدر از اين هديه الهي خير و خوبي ديدم كه هم ثابت شده برام كه هديه خداست هم شيفته و ديوونش شدم.راحيلم راحيل خوب و خانم و عزيزم خوش اومدي به زندگيه وحيد .خوش اومدي و با خودت خير و خوشي و خوشحالي رو آوردي .به خودم و به تو قول ميدم كه قدر تو هديه ارزشمند الهيم رو خوب بدونم و همونطور كه تو با اومدنت به زندگيم روشنايي بخشيدي منم تمام تلاشم رو بكنم تا روشني بخش زندگيت باشم.ما با هم ثابت ميكنيم كه هنوزم عشق و محبت ناب و پاك وبي غل و غش وجود داره هر چند كيمياست ولي اگه كسي واقعاً لايقش باشه بهش خواهد رسيد....... نظرات شما عزیزان: پنج شنبه 16 آبان 1398برچسب:, :: 2:14 :: نويسنده : وحيد
![]() ![]() |